دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

65

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

ايران در سال 1541 م . دريافت . رياكارى مشمئزكننده طهماسپ را در سلوك با بايزيد شاهزاده عثمانى مىتوان ديد كه در سال 1559 م . پس از تمرّد بر پدر به ايران پناهنده شد . شاه وقتى كه پس از دو سال مذاكره بالاخره اين شاهزاده عثمانى را طبق توافق با عثمانيان به آنها تحويل داد ، بىترديد هيچ در انديشه سرنوشت محتوم او و چهار فرزندش نبود . حتى اگر ملاحظات سياسى موردنظر باشد ( يعنى سليمان او را به لشكركشى تلافىجويانه تهديد كرده باشد يا به سخن ديگر خاتمه مصالحه آماسيا ) باز پذيرش پرداخت مسكوكات طلا و امتيازات منطقه‌اى به دليل همكارى با او ، موجب بىاعتبارى طهماسپ گرديد « 1 » . اين بدكرداريها ، اشتباهات و سست‌عنصريها شخصيت و حكومت طهماسپ را تيره كرده است . امّا فقط با اين شواهد نمىتوان ارزيابى همه‌جانبه‌اى درباره شاه طهماسپ انجام داد : در دستاوردهاى سياسى و رفتارهاى او بايد عواملى ديگر را نيز در نظر گرفت . نبايد فراموش كرد كه نخستين دهه زندگى طهماسپ ( يعنى دوره قبل از جلوس او ) با مقطعى از زندگى پدر او اسماعيل مقارن بود كه در اثناى آن اسماعيل پس از جنگ چالدران فردى بىاعتنا و مأيوس و دمسرد شده بود و ديگر كارى به اقدامات چشمگير سياسى و نظامى نداشت ، ازاينرو نتوانست فرزند خود را با آرمانهاى عالى بارآورد . از سوى ديگر موفقيت شخصى طهماسپ را در عرض ده سال در امور مملكتى و بر سر قدرت شدن او را در زمانه‌اى كه مملكت دستخوش دسيسه‌چينىهاى رؤساى قبايل بود ، نبايد دست‌كم گرفت . اگر طهماسپ در دهه نخستين سلطنت خويش در دست امراى تركمان ملعبه‌اى بيش نبود ، امّا در عوض نبايد او را در چهل سال بعدى سلطنتش به سستى و ضعف متهم كرد . آنچه در مورد طهماسپ بايسته توجه است مهارت او در رهايى خويش از قيومت رهبران قزلباش و جسارت و تهورش در رويارويى با ازبكان ، مخصوصا در نبرد جام و سپس در سال 941 / 1534 بود و نيز تصميم صحيح وى در واگذاشتن جنگ شرق ايران قبل از اينكه معضل ازبكان حل شود و رويكردش به تهديد عظيمى بود كه تهاجم عثمانيان پديد آورده بود . او عليرغم موفقيت‌هاى عثمانيان و دسيسه برادرش سام ميرزا و روگردانى فرماندهان تركمان از او ، به سرعت اين سياست را اتخاذ كرد . طهماسپ با اين روش و سياست بود كه سرانجام اقتدارش را به رخ ديگران كشيد و شورشهاى متعدد سران قزلباش را ( كه مىتوان از آن به جنگهاى داخلى تعبير

--> ( 1 ) - س . توران ، Kanuni'nin Oglu ( فرزند قانون ) كه در نوشته گوكبيلگين ، « سليمان اول » صص 3 - 140 تلخيص شده است ؛ كرامرز ، « سليم دوم » ، EI ، چاپ اول .